خودکشي و خودسوزي زنان که درواقع اعتراض بهزندگي و مناسبات موجود خانواده و اجتماع بوده، در کشور ما متأسفانه بهشکل فاجعهباري رو به افزايش ميباشد. مناسبات، رفتار و روابطسنتي در خانوادهها عمدتاً از محتواي تبعيض "سني" و "جنسي" برخوردار بوده که هردو رابطهي مستقيمي با خودکشي دختران و زنانجوان دارد. چراکه دختران و زنانجوان هم بهدليل سني و هم از نقطهنظر مادينگي، کوچکترين نقش و اختياري در تصميمگيريها و اجراي آنها، در خانواده بهمثابهي مطمئنترين مأمنشان، برخوردار نميباشند. بنابراين آنها بهعنوان عناصر منفعل و پسيوي که تنها تصميمات مردانخانه بر آنها بهاجرا درميآيد، ايفاينقش نموده و همين باعث گرديده تا خودرا موجودي بيارزش و بينقش درجامعه و خانواده بهشمار آورند و هرگز احساس شخصيت ننمايند. ايناست که دختران و زنانجوان هميشه نسبت به اين مناسبات معترض بوده و بهدليل عدمتحقق خواستهها و تمايلات انسانيشان، عقده و خشمي متراکم در وجودشان خانه کرده است.
ادامه مطلب
